شب تاسوعا

امشب در شب تاسوعا فقط می خواهم یک مطلب را بگویم یا به کلام بهتر چند سوال

بپرسم.

چرا عباس (ع) این قدر برای امام حسین عزیز بود ؟ آیا فقط به خاطر برادری بود؟ مگر عثمان

ابن علی برادر امام حسین نبود؟ پس دلیل این که نام حضرت ابوافضل این قدر در تاریخ

می درخشد چیست؟

جواب بسیار ساده است: چون او از همه بهتر برادرش (یا امامش) را می شناخت و در راه او تلاش

می کرد.

آیا ما نمی توانیم جا پای عباس بگذاریم؟

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۱٠/٤

حدیثی از امام حسین (ع)

 

حدیثی از کتاب: جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام ص: 200

در ايام كودكى از امام حسين عليه السّلام در باره صداى حيوانات سؤال كردند؛

چون از شرائط امامت اين است كه عالم به زبان تمام حيوانات باشد. امام عليه السّلام

در پاسخ آنان كه حيوانات هنگامى كه صدا مى‏كنند چه مى‏گويند فرمود

كركس مى‏گويد: اى فرزند آدم! هر گونه كه مى‏خواهى زندگى كن ولى بدان كه عاقبت مرگ است

باز مى‏گويد: اى عالم به خفيّات و اى رفع‏كننده بلاها!

طاووس مى‏گويد: خدايا! به خود ظلم كردم و به زينتم مغرور شدم، پس مرا ببخش.

خارپشت مى‏گويد: خداوند بر عرش خود قرار گرفته است

خروس مى‏گويد: هر كس خدا را شناخت او را فراموش نمى‏كند.

. يا اللَّه! يا حق! مرغ مى‏گويد: اى خدايى كه بر حقى، تو بر حقى و سخن تو حق است.

قرقى مى‏گويد: به خدا و روز قيامت، ايمان دارم

لاشخور مى‏گويد: به خدا توكل كن كه او روزى مى‏دهد.

عقاب مى‏گويد: هر كس از خدا اطاعت كند، سختى نمى‏بيند.

شاهين مى‏گويد: خداوند، پاك، منزه و حقّ است چه حقّى!

جغد مى‏گويد: انس در دورى نمودن از مردم است.

كلاغ مى‏گويد: اى روزى دهنده! روزى حلال برسان.

دُرنا مى‏گويد: خدايا! مرا از شرّ دشمنانم حفظ كن.

لك لك مى‏گويد: هر كس از مردم فاصله بگيرد، راحت‏تر است.

اردك مى‏گويد: آمرزش تو را خواهانم اى خدا!

هدهد مى‏گويد: چقدر شقى و بدبخت است كسى كه گناه مى‏كند.

قمرى مى‏گويد: اى داناى به اسرار و پنهانها، اى خدا!

كبوتر مى‏گويد: تويى خدا و غير از تو خدايى نيست.

زاغ مى‏گويد: منزّه است كسى كه بر او چيزى مخفى نيست.

طوطى مى‏گويد: ياد خدا باعث مغفرت گناهان است.

گنجشك مى‏گويد: طلب آمرزش مى‏كنم از گناهانى كه خدا را به خشم آورد.

بلبل مى‏گويد: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حقّا حقّا.

كبك مى‏گويد: قيامت نزديك است.

بلدرچين مى‏گويد: اى فرزند آدم! چه چيز تو را از مرگ غافل كرده است.

مرغ شكارى مى‏گويد: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و آله خيرة اللَّه

قمرى مى‏گويد: يا واحد يا احد يا فرد يا صمد .

داركوب مى‏گويد: خداى من! مرا از آتش نجات بده.

چكاوك مى‏گويد: خدايا! گناهان مؤمنين را ببخش.

كبوتر صحرايى مى‏گويد: خدايا! اگر مرا نبخشى، بدبخت مى‏شوم.

مرغ عشق مى‏گويد: لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ [العلىّ‏] العظيم .

شتر مرغ مى‏گويد: معبودى به غير از خدا نيست.

پرستو هنگام صدا كردن، سوره حمد را مى‏خواند و مى‏گويد: اى قبول‏كننده توبه‏كنندگان!

اى خدا! حمد و ثنا براى توست.

زرّافه مى‏گويد: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وحده .

ميش مى‏گويد: مرگ بهترين پند دهنده است.

بزغاله مى‏گويد: (خدايا!) مرگم را برسان تا گناهانم كم باشد.

وقتى كه شير غرش مى‏كند؛ يعنى امر خداوند مهم است مهم.

گاو نر مى‏گويد: اى فرزند آدم! صبر كن. تو در مقابل كسى هستى كه تو را مى‏بيند و

ديده نمى‏شود و آن خداست.

فيل مى‏گويد: از مرگ، گريزى نيست.

يوز پلنگ مى‏گويد: يا عزيز يا جبّار يا متكبّر يا اللَّه .

شتر مى‏گويد: منزّه است خدايى كه خواركننده ستمكاران است.

اسب مى‏گويد: سبحان ربّنا سبحانه!

گرگ مى‏گويد: كسى را كه خدا حفظ كند، هرگز ضايع نمى‏گردد.

شغال مى‏گويد: واى! واى! واى! بر گناهكارى كه در گناه كردن، اصرار مى‏نمايد.

سگ مى‏گويد: گناهان، باعث خوارى است.

خرگوش مى‏گويد: خدايا! مرا هلاك نكن و حمد و ستايش براى توست.

روباه مى‏گويد: دنيا خانه غرور است.

غزال مى‏گويد: خدايا! مرا از آزار و اذيت نجات بده.

كركدن مى‏گويد: (خدايا) به فريادم برس و الّا هلاك مى‏گردم.

گوزن مى‏گويد: خداوند مرا كفايت مى‏كند و بهترين وكيل است.

پلنگ مى‏گويد: پاك و منزه است خدايى كه با قدرت، عزيز شده است.

مار مى‏گويد: اى خدا! چقدر شقى و بدبخت است كسى كه تو را معصيت مى‏كند.

عقرب مى‏گويد: بدى، چيز وحشتناكى است.

سپس امام عليه السّلام فرمود: تمام مخلوقات خداوند او را تسبيح مى‏كنند. بعد امام اين آيه را تلاوت فرمود:

وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ .

همه مخلوقات، خدا را تسبيح مى‏كنند ولى شما تسبيح آنان را درك نمى‏كنيد !

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۱٠/۳

ماه غم

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

"هیچ روزی مانند روز تو نبوده ونیست ای اباعبدالله"

 

شعر زیر قسمتی از ترجیع بند معروف محتشم کاشانی است که به شما تقدیم می شود:

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیا مت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن وملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین

پرورده کنار رسول خدا حسین

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۱٠/٢

سخن درست

سخن حق و درست در اين مورد اين است که به صراحت يادآوري کنيم که: اين روايات،

بسيار زياد و فراتر از حد تواتر است و پيام آنها نيز صريح، روشن و غير قابل خدشه است،

بگونه اي که نه نقطه ابهامي باقي مي گذارد و نه راهي براي بهانه جويي و ايراد و اشکال

و اگر بخواهيم همه آنها را بياوريم، هم سخن طولاني و خسته کننده مي شود و هم از

هدف اصلي باز مي مانيم، به همين جهت تنها براي نمونه برخي از آنها - با بيان منابع و

مصادر، به منظور آسان ساختن کار براي پژوهشگران حقيقت جو- در اينجا ترسيم مي گردد.


نمونه هايي از روايات

الف: دسته اول:
دسته نخست رواياتي است که از امامان نور عليهم السلام بطور کلي و سربسته، پيام دارد،

براي نمونه:
1- پيامبر گرامي مي فرمود:
«يکون لهذه الامة اثنا عشر خليفة.»
يعني: براي اين امت، دوازده امام و پيشوا خواهد بود.
اين روايت را هم، امام «احمد بن حنبل» در مسند خويش از 34 طريق روايت کرده است و

هم «مسلم» از علماي مورد قبول اهل سنت در «صحيح» خود آورده است. [1] .
و نيز آورده اند که فرمود:
«يکون اثنا عشر أميرا، فقال کلمة لم أسمعها فقال أبي: انه قال: کلهم من قريش» [2] .
يعني اين امت دوازده امام خواهد داشت... و همگي آنان از قريش اند.
اين روايت را منابع و مصادر ذيل آورده اند:
1- «صحيح بخاري»جلد 4، صفحه 146.
2- «صحيح ترمذي» جلد 2، صفحه 35.
3- «مسند امام احمد بن حنبل» جلد 5، صفحه 90.
4- «تيسير الوصول الي جامع الاصول» جلد 2.
5- «منتخب کنز العمال»
6- «تاريخ بغداد» جلد 14، صفحه 353.
7- «تاريخ الخلفاء» صفحه 7.
8- «ينابيع الموده» صفحه 444.
9- «المستدرک علي الصحيحين» جلد 2، صفحه 2501. [3] .


در منابع فوق، اين روايت از امام حسن عليه السلام، «عبدالله بن مسعود»، «انس بن مالک»،

«عمر» و... روايت شده است و يادآوري مي گردد که نويسندگان اين منابع، همگي از ائمه

و علماي مورد اعتماد اهل سنت هستند.


دسته دوم:
دسته دوم از روايات، برخلاف دسته نخست که سربسته بيانگر اين نکته بود که امامان

پس از پيامبر، دوازده نفرند و همگي از قريش، اين دسته از روايات بطور روشن و گويا به بيان

مشخصات امامان دوازده گانه پرداخته و آنان را با نام و نشان معرفي مي کند.
براي نمونه:
1- قال رسول الله: «أنا سيد النبيين و علي بن أبي طالب سيد الوصيين و ان أصياني

بعدي اثنا عشر، أولهم علي بن ابي طالب وآخرهم المهدي.» [4] .
يعني: از پيامبر گرامي آورده اند که فرمود: «من سالار پيامبرانم و علي سالار جانشينان

پيامبران و جانشينان من دوازده نفر مي باشند، نخستين آنها علي عليه السلام فرزند ابي طالب

و آخرينشان فرزندم مهدي عليه السلام.»
«ان خلفائي و اوصيائي و حجج الله علي الخلق بعدي اثنا عشر: أولهم علي و آخرهم
ولدي المهدي، فينزل روح الله عيسي بن مريم، فيصلي خلف المهدي و تشرق الارض بنور ربها

و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب.» [5] .
يعني: جانشينان من و حجتهاي خدا بر بندگان پس از من، دوازده نفرند. نخستين آنها

علي بن ابي طالب است و آخرينشان پسرم مهدي است. (پس از ظهور او) عيسي بن مريم

از آسمانها فرود آمده و به امامت او نماز مي گذارد و زمين و زمان به نور پروردگارش روشن

مي گردد و حکومت مهر و عدل او، جهان را از شرق تا غرب زير پوشش مي گيرد.
3- و نيز از ابن عباس آورده اند که گفت: روزي مردي يهودي به نام «نعثل» آمد و به پيامبر گفت:

«اي پيام آور خدا! از انديشه اي که در سينه دارم و در خاطرم خطور مي کند مي خواهم از شما بپرسم.»
پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمود: «بپرس.»
و او پرسيد تا رسيد به اين مطلب که گفت: «فأخبرني عن وصيک من هو؟»
يعني از جانشين خودت آگاهم ساز که او چه کسي است؟
چرا که پيامبري نيامده است جز اينکه جانشيني داشته است و جانشين پيامبر ما

حضرت موسي «يوشع بن نون» است که خود موسي عليه السلام او را معرفي کرد.
پيامبر گرامي در پاسخ او فرمود:«ان وصيي علي بن ابي طالب و بعده سبطاي الحسن و الحسين

تتلوه تسعة ائمة من صلب الحسين.»
يعني: حقيقت اين است که جانشين بلافصل من علي بن ابي طالب است و پس از او فرزندانم

حسن و حسين به ترتيب و پس از حسين، عليه السلام امامان نهگانه از نسل حسين خواهند بود

که از پي هم خواهند آمد.
مرد يهودي گفت: «نام بلند و جاودانه آنان را برايم بيان فرما.»
قال: «يا محمد فسمهم لي!»
آن حضرت فرمود: «اذا مضي الحسين فابنه علي، فاذا مضي علي فابنه محمد، فاذا
مضي محمد فابنه جعفر، فاذا مضي جعفر فابنه موسي، فاذا مضي موسي، فابنه علي فاذا

مضي علي فابنه محمد، فاذا مضي محمد فابنه علي، فاذا مضي علي فابنه الحسن فاذا مضي

الحسن فابنه الحجة محمد المهدي، فهؤلاء اثنا عشر.» [6] .
يعني: پس از شهادت حسين عليه السلام فرزندش علي و پس از او پسرش محمد و پس

از او پسرش جعفر و پس از او پسرش موسي و پس از او پسرش علي و پس از او پسرش محمد

و پس از او پسرش علي و پس از او پسرش حسن و پس از او فرزندش مهدي، اينان امامان دوازده

گانه مردم و جانشينان بحق من مي باشند.

ادامه دارد...

 

[1] مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 106، چاپ مصر، سال 1313 ه.وصحيح مسلم، ج 2،ص 119، کتاب الاماره، باب الناس تبع لقريش.
[2] صحيح بخاري، کتاب الاحکام، چاپ مصر، 1320 ه. و مسند احمد، ج 5، ص 90.
[3] و همچنين مراجعه شود به:تاريخ کبير بخاري، ج 1، ص 446، سنن ابوداود، ج 4، ص 106، معجم طبراني، ج 1، ص 474، اخبار اصفهان،ج 2،

ص 167، سنن بيهقي، ج 8، ص 143، مصابيح بغوي، ج 4، ص 137، تهذيب تاريخ ابن عساکر، ج 1، ص 445، جامع الاصول جزري، ج 4، ص 439

، فتن ابن کثير، ج 1، ص 117، فرائد السمطين، ج 2، ص 147، مقدمه تاريخ ابن خلدون، ص 258، مجمع الزوائد هيثمي، ج 5، ص 190،

مطالب السؤول، ج 1، ص 13، خصائص کبري، ج 2، ص 114، جاممع صغير سيوطي، ج 2، ص 756، صواعق محرقه ابن حجر، 20.
منتخب الاثر، ص 1 تا 97 و معجم احاديث الامام المهدي، ج 2، ص 255 هر يک به نقل از دهها و صدها کتب سني وشيعه.
[4] فرائد السمطين، ج 2، ص 213.
[5] ينابيع الموده، ص 447.
[6] ينابيع الموده، ص 441، و منتخب الاثر، ص 97.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/۱٠

از دید اهل سنت

رسد بهترين شيوه ورود به بحث در مورد امام مهدي عليه السلام، ترسيم رواياتي به نظر

است که از نياي گرانقدرش پيامبر، گاه به صورت سربسته و گاه مشروح پيرامون

شخصيت والا و پرشکوه او وارد شده است، همانگونه که ديگر نويسندگان نيز بدين

صورت وارد بحث شده اند.

در آغاز اين بحث لازم به يادآوري است که در اين رابطه، انبوه رواياتي که در منابع

و کتابهاي شيعه است ترسيم نمي گردد، چرا که ايمان، به امامت از نظر آنان از

پايه هاي دين و مذهب شناخته شده و فردي که اصل امامت را معتقد بود، ناگزير

به امامت حضرت مهدي عليه السلام ايمان دارد وانبوه رواياتي که از اصل امامت و

شمار امامان نور سخن دارد، تصريح مي کند که دوازدهمين آنان حضرت مهدي

عليه السلام است، از اين رو، ايمان به آن گرامي، از ايمان به اصل امامت،

گسست ناپذير از کل و دوازدهمين آنان، مي باشد.

انبوه رواياتي که در منابع و کتابهاي اهل سنت پيرامون امامان دوازده گانه وارد شده

است از نظر اجمال و تفصيل گوناگون است.

برخي از آنها تنها از شمار امامان نور، بدون بيان نام و نسب آنان سخن دارد. و برخي

ديگر آنان را با نام و نسب و شمار معرفي مي کند. برخي سربسته از حضرت مهدي

عليه السلام سخن مي گويد. و برخي صراحت دارند که آن حضرت، دوازدهمين

امام نور است.

با اين بيان، برخي از روايات، روشنگر برخي ديگر است.

 

ادامه دارد...

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/٤

باقر العلوم

شهادت امام باقر علیه السلام را بر همه شما دوستداران ایشان تسلیت عرض می نماییم.

روایتی از این بزرگوار را در مورد امام زمان (عج) بخوانیم:

امام محمد باقر عليه السّلام بمن فرمود: اى ابو الجارود! موقعى كه اوضاع روزگار دگرگون

شود و مردم بگويند: قائم آل محمد مرده يا هلاك شده، يا بگويند بكدام بيابان رفته است،

و آنها كه خواستار نابودى او ميباشند بگويند: كسى كه استخوانهايش پوسيده چگونه

ظهور ميكند؟! شما بظهور وى اميدوار باشيد، و چون بشنويد كه ظهور نموده بسوى وى

بشتابيد و لو با خزيدن از روى برف باشد.

 

مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار ص 361 باب دهم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/۳

منتظر

آن حضرت با اين نام خوانده شده است، چرا که مردم همواره ظهور و قيام او را انتظار

مي برند تا با قيام خويش اين سياره خاکي را از ظلم و بيداد پاک سازد.
از امام جواد عليه السلام پرسيدند:
«يابن رسول الله! و لم سمي: القائم؟»
قال: «لانه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد أکثر القائلين بامامته.»
فقيل له: «و لم سمي:المنتظر؟»
قال: «لان له غيبة تکثر ايامها و يطول أمدها، فينتظر خروجه المخلصون و ينکره

المرتابون...» [1] .
يعني: پرسيدند: «چرا حضرت مهدي عليه السلام را «قائم» ناميدند؟»
فرمود:«چون پس از آنکه ياد و نام مقدسش در ميان مردم فراموش شد و بيشتر

معتقدان به امامت او به آفت ارتجاع و ارتداد گرفتار آمدند، بپا مي خيزد.
پرسيدند: «چرا منتظر ناميده شده است؟»
فرمود: «بدان دليل که او غيبت بسيار طولاني خواهد داشت. غيبتي که دوران

آن سخت و طولاني است و مخلصان، انتظار قيام و ظهورش را مي کشند و ترديد کنندگان

و بدخواهان، وجود گرانمايه و ظهور او را براي اصلاح جهان، انکار مي نمايند.

 

 

[1] بحارالانوار، ج 51، ص 30.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۸/٢٩

قائم

آن حضرت «قائم» ناميده شده است چرا که به بزرگترين قيام اصلاحگرانه ي تاريخ

بشر، دست مي زند. او براي حق خالص که ذره اي باطل در آن راه نمي يابد، قيام

مي کند وبه حق و عدالت بپا مي خيزد. و اين چيزي است که قيام شکوهمند او را

از ديگر قيامها ممتاز مي سازد، چرا که تاريخ بشر، قيامها و نهضتهايي را براي برخي

شخصيتها ثبت کرده است اما قيام و نهضت و انقلاب آنان در هدفها و وسايل، براساس

حق و راه مستقيم نبوده است، اما امام مهدي عليه السلام بر اساس حق خالص

و عدالت راستين و ناب بپا مي خيزد و بس.

اين روايت را بنگريد:


«ابو حمزه ثمالي» مي گويد:

سألت الباقر عليه السلام: «يابن رسول الله! ألستم کلکم قائمين بالحق؟»

قال:«بلي!»

قلت:«فلم سمي القائم قائما؟»

قال: «لما قتل جدي الحسين عليه السلام ضجت الملائکة الي الله عزوجل بالبکاء

و النحيب... ثم کشف الله عزوجل عن الائمة من ولد الحسين عليه السلام للملائکة،

فسرت الملائکة بذلک، فاذا أحدهم قائم يصلي، فقال عزوجل: بذلک القائم أنتقم منهم.» [1] .

از امام باقر عليه السلام پرسيدم: اي پسر پيامبر! آيا همه شما قيام کننده به حق نيستيد؟.

فرمود: چرا!

گفتم:پس چرا آن حضرت، قائم ناميده شد؟

فرمود: هنگامي که نياي گرانقدرم حسين عليه السلام به شهادت رسيد فرشتگان

به بارگاه خدا ناله و شيون کردند... خداوند امامان نهگانه، از نسل پاک حسين عليه السلام

را، به آنها نماياند وبا ديدن آنها ملائکه شاد گرديدند و ديدند که يکي از آنها به نماز ايستاده

است و خدا با نشان دادن او به فرشتگاتن فرمود: من بوسيله اين «قائم» از قاتلان

حسين عليه السلام انتقام خواهم گرفت.»

و امام صادق عليه السلام نيز فرمود:

««سمي «القائم» لقيامه الحق» [2] .

يعني: حضرت مهدي عليه السلام «قائم» ناميده شد چرا که قيام شکوهمند او،

به حق و عدالت است و هدفها و شيوه ها و وسايل او در راه رسيدن به هدف نيز همه و همه براساس حق است.

 

[1] بحارالانوار، ج 51، ص 28.
[2] بحارالانوار، ج 51، ص 30.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۸/٢٩

مهدي

1- از «ابي سعيد خدري» و او نيز از پيامبر گرامي صلي الله عليه و اله و سلم آورده

است که فرمود:
«نام مهدي نام من است.»

2- امير مؤمنان عليه السلام فرمود: نام مهدي «محمد» است.
«اسم المهدي، محمد.» [1] .
و آن گرامي مهدي ناميده شد، چرا که خداوند او را به امور نهاني که هيچ کس از آنها

آگاهي ندارد، هدايت و ارشاد مي نمايد، روايت اين است:
امام باقرعليه السلام فرمود:
«اذا قام مهدينا اهل البت، قسم بالسويه وعدل في الرعية، من أطاعه فقد اطاع الله و من

عصاه فقد عصي الله و انما سمي المهدي لانه يهدي الي امر خفي.» [2] .
يعني هنگامي که مهدي ما خاندان پيامبر، بپا خيزد ثروتها را بطور برابر تقسيم مي کند

و در جامعه به عدالت و دادگري رفتار مي کند. هر کس او را فرمان برد خداي را

فرمان برده و هر کس او را نافرماني کند، خداي را نافرماني کرده است و او مهدي

ناميده شده چرا که به امور و شئون نهاني هدايت مي گردد. [3] .

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

[1] البرهان في علامات مهدي آخر الزمان، متقي هندي، باب 3، روايت 8 و 9.
[2] عقد الدرر، باب 3 ص، 40.
[3] عقد الدرر، باب 3، ص 40.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۸/٢٩

نامهای حضرت مهدی

حضرت مهدی علیه السلام نامهای متعددی دارد که به مناسبتهای مختلف، بدان

نامها خوانده شده است و این از شئون شخصیتهای بزرگ است که بخاطر صفات

و ویژگیها و ابعاد گوناگون شخصیتشان، نامشان نیز متعدد می گردد . برای نمونه:

در قرآن شریف و انجیل برای پیامبر گرامی صلی الله علیه و اله و سلم نامهای

متعددی است، نامهایی چون «محمد»، «احمد»، «طه»، «یس»، «بشیر»، «نذیر»

و در انجیل نیز «فارقلیطا» و «برکلوطوس» به زبان سریانی و یونانی.

و نیز قهرمان جاودانه اسلام، امیر مؤمنان علیه السلام نیز نامهای متعددی دارد از

آن جمله: علی، حیدر، «مرتضی» و ایلیا به زبان سریانی و نامهایی دیگر ..

بانوی بانوان فاطمه علیهاالسلام نیز نامهای متعددی دارد از آن جمله: «فاطمه»

«بتول»، مبارکه ، محدثه، طاهره، صدیقه.

در مورد حضرت مهدی علیه السلام و نام بلند آوازه اش، روایات بسیاری از

پیامبر گرامی و امامان نور علیه السلام آمده است که در آنها از آن اصلاحگر

بزرگ عصرها و نسلها به «مهدی»، «حجت»، «قائم»، «منتظر»، «خلف صالح»،

«صاحب الامر»، «سید»، «الامام الثانی عشر» و... تعبیر شده است و بارها

تصریح شده است که نام آن حضرت نام پیامبر است و کنیه اش ابوالقاسم.

که ما با ترسیم برخی از روایات به برخی از نامهای مقدس آن حضرت

اشاره می کنیم.

ادامه دارد...

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٧/٢٤